UMADAM DOBARE
IN MODAT HALO HOSELEYE HICHIO NADASHTAM
ALAN DANESHJUAM.DANESHGAHE AZAD!
MIGZARUNIM DIGE
SHOMA KOJAYID?
CHKAR MIKONID?
RAASTI SHAGHAYEGH BEM ZANGID
BEM GOFT YEROOZ GHARAR MIZARE HAMDIGARO BEBINIM
VALI FELAN KE KHBARI NASHODE AZASH
HANOZZ DAGHUNAMA!
DAGHUN!
نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه خیالیه
کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه روزای آفتابیش کمه
غم دلتنگی داره کوچه دل بدون تو
همه شعر دفتر من مال تو برای تو
به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد
توی حجله چشام عروس خواب نمیاد
عشق پخته میگه:چون دوست دارم بهت نیاز دارم
من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم
با اشک به دیده طرح دریا بکشی
با خلوت من هزار غربت باقی است
تنها نشدی که درد تنهایی بکشی
ایمانم
داداشیه گلم
رفت
آره... همین جمعه شب...شب عاشورا...گاز گرفتش و....با باباش دوتایی...
به خدا دیگه رمق نمونده واسم
دیگه هیچکسو ندارم
ایمانم راحت شد از این دنیای کثیف
خوشبحالش که تو اینطور شبی رفت
ولی من چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه خدا
چرا ایمان جونم بی معرفت شدو منو تنها گذاشت؟
چرا منو با خودش نبرد؟
چرا بابای بیچارش رفت که مادر وخواهر ایمان بدبخت بشن؟
چرا من نرفتم باهاش؟
چرا همه بی معرفت شدن؟ شقایق..........ایمان...امیر
دیگه نه امیر دارم نه ایمان که باهاش درددل کنم
نه شقایق...............
شقایقم کجایی؟
گلم به خدا دارم میسوزم
به خدا فقط تویی که میتونی منو به این زندگی نکبتی امیدوار کنی
شقایق باور کن بدجوری بهت نیاز دارم
شقایق
هم امیر هم ایمان لااقل موقع مرگشون معشوقشون اومد سر قبرشون
ولی من چی؟
من چییییییی؟
شقایق به خدا حق من این نیست
یه شب از شبای بی کسی
خواب دیدم خواب اون کسی
اونی که رفت و تنهام گذاشت
رفت و رو دلم پا گذاشت
دل من آروم نداره
شب و روز درانتظاره
واسه ی دیدن یارش
هنوزم یه بیقراره
برگردو بمون کنارم
جز تو من یاری ندارم
آره من تورو میخوام
جونمو به پات میزارم
ازیادم نمیره خنده هات
با هر نگات میگفتی میمونم باهات
ولی رفتی وپیشم نموندی
تنهام گذاشتی ودلمو سوزوندی
من هنوز منتظرت نشستم
بیا ببین که بی توخیلی خستم
یادت باشه یکی منتظر نشسته
اگه نیای .......................
شاید حال و روزم خنده دار باشه که تو(...م)وقتی منو تو خیابون میبینی میخندی
(من که اصلا خندم نمیاد)
خدایی نمیدونم تو چه فکری در مورد من میکنی
اصلا شاید من اشتباه فکر میکنم
تا اونجا که میشناختمت خیلی دختره خوبی بودی و من خیلی خوشم میومد ازت
ولی حالا....
با این چیزایی که در موردت میشنوم و البته خیلی سعی کردم باور نکنم .....
خودتم که ...
اون دوستتم که.....
نمیدونم
اگه در مورد تو اشتباه فکر میکردم
شاید در مورد ......
نمیدونم
نمیخوامم بدونم
درفراغ سینه سوزت غم سینه سوز دارم
گل من قسم به عشقت نه شب و نه روز دارم
به دو گونه ی لطیفت به دو چشم اشک ریزم
که به راه عاشقی ها ز بلا نمی گریزم
به تو ای فرشته ی من گل من ترانه ی من
که جدایی از تو باشد غم جاودانه ی من
چو تو در برم نباشی غم بی شمار دارم
تو بدان که با غم تو غم روزگار دارم

تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کی اسیر
تنهایی هایم باشم و از یارم دور .....؟
تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن
دستهای گرمت را بکشم...؟
تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من
برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند
تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم؟... تا کی باید صدای غم
انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم
و دلم برایت تنگ شود؟ تا کی باید غروب پر درد
عاشقی را ببینم و دلم بگیرد!
تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت
کوه ها می رود را نگاه کنم و
تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا
لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته ام !
یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه.... عاشقم !
یک عاشق دیوانه سر به هوا .....
تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ
درد دل کنم؟...
تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود
بگویم آری فردا وقت رسیدن است!
تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و
چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم؟
تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ،
عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!
تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با
آسمان بنالم و ببارم....
و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی
خالی از آرزو و امید ، با چشمانی
خیس و شاکی زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای
مهربان تو رابشنوم
ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟

سوختم باران بزن شايد توخاموشم کني شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
خدایا اگه توهم مثل من دردعشق رو می کشیدی
تو هم زهرجدایی رو به تلخی میکشیدی
به مرگ ارزوهات مثل من میرسیدی
پشیمون می شدی که عشق رو افریدی...

كاش لااقل يكي مي فهميد از نداشتنت از نشنيدن
صدات از دلتنگي و دوريت چطوردارم داغون ميشم .
ولي افسوس هيچ كس حتي خدا هم نفهميد بعد از تو
چي به سر من مياد ؛ افسوس كه هيچ كس به
داد دل ديوونه من نرسيد و كسي دركم نكرد ...
هميشه تنها و دل شكسته ...

خدا جون حالم خیلی بده
میخوام بمیرم
خدا کمکم کن لااقل بمیرم
شقایقم که با من نیست
خوب من بمونم چیکار؟
خواهش میکنم نندازم تهه جهنم
خودت یجوری بکشم که خودکشی نکنم
خدا منم آدمم
خر میشما!
خداجون یا شقایق یا مرگ
خدا یا منو به شقایقم برسون یا بکشم که راحت شم
مگه من بنده ی تو نیستم؟
مگه تو بنده هاتو دوس نداری؟
پس یکاری کن واسم.......
یه اتاق سرده سرد پنجره های نیمه باز
یه قلم یه کاغذو با یه دنیا حرف وراز
دارم وصیت میکنم میخوام برم یه جای دور
اونجایی که فرشته ها هستن واسم سنگ صبور
طناب دار رومیبینی توی اتاق مال منه
میخوام برم پیشه خدا این آخرین راهه منه
به خدا جهنمم از این عذاب بهتره
دارم میرم تا لااقل بشم واست یه خاطره
دارم میرم تا نبینی التماس دلمو
دارم میرم تا که خدا حل کنه این مشکلمو
فقط یادت باشه عزیز پنجشنبه ها منتظرم
لااقل بزار تو گور یه لحظه آروم بگیرم
وقتی میای یه شاخه رز بزار سر مزار من
یه فاتحه هم واسم بخون یاد جوون رفتن من

ایشالا که خوشبخت باشی گلم
نمیدونم ....
یعنی من جرات خودکشی ندارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نکنه چون تا الان خودمو نکشتم عاشق نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی منم باید خودمو بکشم که شقایق بفهمه عاشقشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا دخترداییه امیر الان در مورد اون چه فکری میکنه؟
فکر میکنه امیر عاشقش بوده یا میگه امیر بچه بازی درآوردوضعیف النفس بودو ...؟
شقایق چی؟ اگه من اینکارو بکنم چه فکری در مورد من میکنه؟
یعنی اگه امیر خودکشی نمیکردو صبر میکرد به عشقش میرسید؟
من چی ؟ اگه صبر کنم به شقایقم میرسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لااقل وقتی امیر مرد دخترداییش اومد سر خاکش
شقایقم میاد سر خاک من؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدونم.....
امیر کار درستی کرد یا نه؟
اگه من اینکارو بکنم درسته یا نه؟
امیر عاشق بود یا من عاشق نیستم؟
امیر رفت و به دخترداییش نرسید
من......................................

اگه گریه کنی می گن کم آورده . . . اگه بخندی می گن دیوونست . . .
اگه دل ببندی تنهات می ذارن . . . اگه عاشق بشی دلتو میشکنن . . .
با این حال:
باید لحظه ای را گریست . . .
دمی را خندید . . .
ساعتی را دل بست. . .
. . . و عمری را عاشقانه زیست با یاد تو



شقایققققققققققققققققققق
گل همیشه عاشق که میگن تورو میگن؟
یعنی واقعا من اینقد به تو بدی کردم که تو بگی ازم متنفری؟
یعنی به خاطر اون اشتباهی که کردم تو باید منو بزاری و بری؟
خوب من اشتباه کردم ولی واقعا این بود جواب 2سال خوبی من؟
یعنی اینقد اشتباه من بزرگ بود؟
چرا باید هر اتفاقی که افتاده بزاری پای بدیهام؟
چرا همه چیز رو بد برداشت میکنی؟
چرا حاضر نیستی یک بار دیگه حتی واسه آخرین بار به حرفام گوش کنی؟
شقایق زندگی واسه من واقعا بی معنی شده
خودت اینو بهتر میدونی که عشق من از روی هوس وبچه بازی نیست
پس یه فرصت دیگه بهم بده
شقایق من واقعا دارم نابود میشم
شقایق آخه من به کی بگم که تو داری درمورد بعضی چیزا اشتباه میکنی؟
به کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به کی بگم دیوونتم؟
شقایق من هنوزم منتظرم
توروخدا نزار دیر بشه
خودمم واقعا میترسم....

گل من من توی دنیا کسی رو جز تو ندارم
حالا وقتی که تو نیستی دیگه دنیایی ندارم
توی آسمون قلبم حتی یک ستاره هم نیست
گل من از دلت دیگه راهی به دلم نیست
یادته بهت میگفتم همیشه برات میمیرم
دیدی وقتی که نباشی حرفمو پس نمیگیرم
دیگه از گرمی دستات واسه من چیزی نمونده
برام هرچی مونده از تو آتیش نگات سوزونده
فکره اون نگاه آخر خواب واز چشام میگیره
گل من هرجا که باشی دل من واست میمیره
یادته بهت میگفتم همیشه برات میمیرم
دیدی وقتی که نباشی حرفمو پس نمیگیرم

می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی
می رسد روزی که فرياد وفا را سر کنی
می رسد روزی که احساس مرا باور کنی
می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود
خاطرات رفته ام را مو به مو از برکنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من
آن زمان احساس امروز مرا باور کنی

زندگی به من آموخت که
چگونه گریه کنم
اما گریه کردن به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
تو به من آموختی که
چگونه دوستت داشته باشم
اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش اين همه خواستن دستات بدون حتي نوازش
مي دونم كه خم نداره واسه تو گريه دردم
مي گذري از من و مي ري اما من باز برميگردم
مي دونم برات عجيبه با اون همه غرورم پيش همه بديها چه جوري بازم صبورم
مي دونم واست سواله كه چرا پيشت حقيرم
دور ميشي منو نبيني باز سراغتو مي گيرم
مي دوني چرا هميشه من بدهكار تو مي شم وقتي هم نيستي هم يك جور با خيالت راضي ميشم
مي دوني واسه چي از تو بد مي بينم و مي خندم
تا نبيني گريه هامو هر دو چشمامو مي بندم
چاره اي جز اين ندارم اخه خون شدي تو رگهام
ميميرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام
مي دونم يه روز مي فهمي روزي كه دنيا رو گشتي
من چه جوري تو رو خواستم تو چه جور از من گذشتي


رنگ زردرنگ غمه
رنگ تلخه ماتمه
مثه خاکستریه
غروبا یه عالمه
رنگ سبز بهاریه
رنگ عشق و یاریه
اما مشکی واسه من
رنگ گریه زاریه
آخه یارم رنگه موهاش
مشکیه کلاغی بود
مخمل سیاهی بود
رنگ آشنایی بود
اما رفت و قسمت من
شب بی چراغی شد
چاره جدایی شد
مشکی رنگ زاری شد
جنس پیراهن دشت
گلایه خوش برونقش
رنگ گل شمعدونیا
سفیدوسرخ وبنفش
آبیه آسمونی
رنگی از مهربونی
اما مشکی واسه من
رنگ بی همزبونی
آره مشکی واسه من رنگ بی همزبونی
بار اول كه نگاهم به نگاهش افتاد
گويا عشق ز سرچشمه چشمم جوشيد
گفتمش با نگهي: من به قربان تو و لطف و صفاي نگهت
من بشكسته دل خسته فداي نگهت
خندهاي كرد به رويم
و من زار به زير قدمش افتادم
ناله و دربدری با نگاهش همه رفت از یادم
مرغك عشق و صفا
از درآمد به مبارك بادم
گفتم: اي ماه به پيش نگهم مي ماني؟
بهر اين قلب غمين
قصه مهر و وفا ميخواني؟
باز لبخندي زد
گفت: مهرت به دلم بنشسته است
وز غم تنهايي دل و جانم خسته است
من به پيش نگهت
تا ابد خواهم ماند ...
آه! افسوس، افسوس
آن همه قصه خوب
وان همه گفت و شنود
پارهاي سودا بود

تقصير دلم چيست؟
اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست
كه از روي تو پيداست
من تشنهي يك لحظه تماشاي تو باشم
افسوس
كه يك لحظه تماشاي تو روياست!
زيرا بی وفا نيست
تنهايی را دوست دارم
زيرا عشق دروغی در آن نيست
تنهايی را دوست دام
زيرا تجربه کردم
تنهايی را دوست دارم
زيرا خداوند هم تنهاست
تنهايی را دوست دارم
زيرا....
در کلبه تنهايی هايم
در انتظار خواهم گريست
و انتظار کشيدنم را
پنهان خواهم کرد
